فرهنگ آریانپور
کردن - طلسم -
#۱۵۸٬۰۲۱
spell
(past: spelt, spelled ; past participle: spelt, spelled) ـ هجى کردن، املاء کردن، درست نوشتن، پى بردن به، خواندن، طلسم کردن، دل کسى را بردن، سحر، جادو، طلسم، جذابیت، افسون، حمله ناخوشى، حمله
glamorize
(glamourize =) ـ فریبا نمودن، طلسم کردن، پر زرق و برق کردن