فرهنگ آریانپور
کردن - طغیان -
#۱۵۸٬۰۱۸
rise
(past: rose ; past participle: risen) ـ برخاستن، ترقى کردن، ترقى خیز، طالع شدن، بلند شدن، از خواب برخاستن، طغیان کردن، بالا آمدن، طلوع کردن، سربالا رفتن، صعود کردن، ناشى شدن از، سر زدن، قیام، برخاست، صعود، طلوع، سربالایى، پیشرفت، ترقى، خیز
arise
(past: arose ; past participle: arisen) ـ برخاستن، بلند شدن، رخ دادن، ناشى شدن، به وجود آوردن، برآمدن، طلوع کردن، قیام کردن، طغیان کردن
flood
سیل، طوفان، (در شعر) رود، دریا، اشک، غرق کردن، سیل گرفتن، طغیان کردن
uprise
برخاستن، طغیان کردن، به بالا رفتن، طلوع کردن، بالا آمدن، از خواب برخاستن
muitiny
شورش، یا غیگرى، فتنه، طغیان کردن
overflow
سرشار شدن یا کردن لبریز شدن، طغیان کردن، طغیان، سیل، اضافى، سرریز