فرهنگ آریانپور
کردن - صیقلی -
#۱۵۷٬۹۹۴
glass
شیشه، آبگینه، لیوان، گیلاس، جام، استکان، آئینه، شیشه دوربین، شیشه ذره بین، عدسى، شیشه آلات، آلت شیشه اى، عینک، شیشه گرفتن، عینک دار کردن، شیشه اى کردن، صیقلى کردن
scour
پاک کردن، شستن، صابون زدن، صیقلى کردن، تطهیر کردن، پرداخت کردن، زدودن، تکاپو کردن، جستجو کردن
sleek
نرم، براق، صیقلى، صاف، شفاف، چرب و نرم، صیقلى کردن، صاف کردن
sleeken
نرم کردن، صیقلى کردن، صاف کردن
varnish
لاک الکل، لاک الکل زدن به، جلا زدن به، جلا دادن، لعاب زدن به، داراى ظاهر خوب کردن، صیقلى کردن، جلا، صیقل
urbanize
شهرى کردن، مدنى کردن، صیقلى کردن، صاف کردن، تصفیه کردن، مودب کردن