فرهنگ آریان‌پور

کردن - صیقلی -

#۱۵۷٬۹۹۴

معنی‌های انگلیسی
۱

glass

شیشه، آبگینه، لیوان، گیلاس، جام، استکان، آئینه، شیشه دوربین، شیشه ذره بین، عدسى، شیشه آلات، آلت شیشه اى، عینک، شیشه گرفتن، عینک دار کردن، شیشه اى کردن، صیقلى کردن

۲

scour

پاک کردن، شستن، صابون زدن، صیقلى کردن، تطهیر کردن، پرداخت کردن، زدودن، تکاپو کردن، جستجو کردن

۳

sleek

نرم، براق، صیقلى، صاف، شفاف، چرب و نرم، صیقلى کردن، صاف کردن

۴

sleeken

نرم کردن، صیقلى کردن، صاف کردن

۵

varnish

لاک الکل، لاک الکل زدن به، جلا زدن به، جلا دادن، لعاب زدن به، داراى ظاهر خوب کردن، صیقلى کردن، جلا، صیقل

۶

urbanize

شهرى کردن، مدنى کردن، صیقلى کردن، صاف کردن، تصفیه کردن، مودب کردن