کردن - صعود -
#۱۵۷٬۹۸۷
up
بالا، روى، بالاى، در بلندى، جلو، بر فراز، سپرى شده، سربالایى، برخاستن، بالا رفتن، صعود کردن، ترقى کردن، بالا بردن یا ترقى دادن، در حال کار up ـ (123)
ramp
سرازیر شدن، خزیدن، صعود کردن، بالا بردن یا پایین آوردن، سکوب سراشیب، سرازیر، پله ى سراشیب، پیچ، دست انداز، پلکان، سطح شیب دار
rise
(past: rose ; past participle: risen) ـ برخاستن، ترقى کردن، ترقى خیز، طالع شدن، بلند شدن، از خواب برخاستن، طغیان کردن، بالا آمدن، طلوع کردن، سربالا رفتن، صعود کردن، ناشى شدن از، سر زدن، قیام، برخاست، صعود، طلوع، سربالایى، پیشرفت، ترقى، خیز
soar
بلند پروازى کردن، بلند پرواز کردن، بالا رفتن، بالغ شدن بر، صعود کردن، بالاروى، اوج گرفتن
climb
بالا رفتن، صعود کردن، ترقى کردن
ascend
فرازیدن، بالا رفتن، صعود کردن، بلند شدن، جلوس کردن بر
mount up
بالا رفتن، سوار شدن بر، بلند شدن، زیادشدن، بالغ شدن بر، صعود کردن