فرهنگ آریانپور
کردن - صدا -
#۱۵۷٬۹۸۳
cry
فریاد زدن، داد زدن، گریه کردن، صدا کردن، فریاد، گریه، خروش، بانگ، بانگ زدن
hum
وزوز کردن، همهمه کردن، صدا کردن (مثل فرفره)، زمزمه کردن، در فعالیت بودن، فریب دادن
blare
صدا کردن (مثل شیپور)، جار زدن، با فریاد گفتن
clang
صداى جرنگ جرنگ، صداى شیپور، صداى به هم خوردن اسلحه، صدا کردن
click
تیک، صداى مختصر، صداى حاصله از خوردن سم اسب بزمین، صدا کردن
sound
صوت، صدا، صدا کردن، به نظر رسیدن، آوا، سالم، درست، بى عیب، استوار، بى خطر، دقیق، مفهوم، صدا دادن، به گوش خوردن، به صدا درآوردن، نواختن، زدن، به طور ژرف، کاملاً، ژرفاسنجى کردن، گمانه زدن
rustle
صداى برگ خشک، خش خش کردن، صدا کردن، صدا در آوردن از، صداى برگ خشک ایجاد کردن