فرهنگ آریانپور
کردن - شیاردار -
#۱۵۷٬۹۶۷
fuller
انباشته، تمام، پر، لبریز، کامل (مثل ماه)، بالغ، رسیده، پرى، سیرى، پر کردن، پرشدن، (در بازى پوکر) فول، آکنده، مملو، کامل full
furrow
زمین یا مزرعه شخم زده، شیار، خط گود، شیاردار کردن، شیار زدن، شخم زدن
channel
شیاردار کردن، دریا، کندن (مجرا یا راه)، (معنى مجازى، در جمع) هر گونه نقل و انتقال چیز یا اندیشه و نظر و غیره، ترعه، مجرا، خط مشى، کانال