فرهنگ آریانپور
کردن - شلوغ -
#۱۵۷٬۹۵۰
jam
گیر کردن چپاندن، مربا، فشردگى، چپاندن، فرو کردن، گنجاندن (با زور و فشار)، متراکم کردن، شلوغ کردن، شلوغ کردن (با آمد و شد زیاد)، بستن، مسدود کردن، وضع بغرنج، پارازیت دادن
bustle
شلوغى، هایهو، جنبش، تقلا، کوشش، شلوغ کردن، تقلا یا کشمکش کردن
brattle
صداى پچ پچ و به هم خوردن بشقاب، شلوغ کردن، تاخت، چهار نعل، پچ پچ، تق تق
overset
واژگون ساختن، بر هم زدن، سرنگون کردن، زینت دادن، زیاد بار کردن، شلوغ کردن، واژگونى
overcrowd
انبوه شدن، بسیار شلوغ کردن، ازدحام کردن