فرهنگ آریانپور
کردن - شل -
#۱۵۷٬۹۴۹
lax
لخت، سست، شل، سهل انگار، اهمال کار، لینت مزاج، شل کردن، ول کردن، رها کردن
relax
لینت دادن، شل کردن، کم کردن، تمدد اعصاب کردن، راحت کردن
slack
قطع، انقطاع، دامن آویخته و شل لباس یا هر چیز آویخته و شل، (در جمع) شلوار کار کرباسى، سکون، کسادى، شلى، سست، کساد، پشت گوش فراخ، فراموشکار، کند، بطى، سست کردن، شل کردن، فرو نشاندن، کساد کردن، گشاد، شل، ضعیف
loosen
شل کردن، لینت دادن، نرم کردن، سست کردن، از خشکى در آوردن
unbend
(past: unbent ; past participle: unbent) ـ باز کردن، رها کردن، شل کردن، راست کردن
unbind
(past: unbound ; past participle: unbound) ـ از بند رها کردن، شل کردن
unhook
از قلاب باز کردن، شل کردن، رها کردن
jellify
به شکل لرزانک در آوردن، ژله مانند کردن، نرم کردن، شل کردن، مثل ژله شدن
unbrace
باز کردن، گشودن (زره و مانند آن)، رها یا آزاد کردن، شل کردن، تضعیف کردن