واژههای فارسی←کردن - شرط -فرهنگ آریانپورکردن - شرط -#۱۵۷٬۹۳۰شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱provisionتهیه، قید، توشه، تدارک، شرط، بند، ماده، قوانین، سورسات رساندن، مقرر داشتن، شرط کردنواژههای نزدیک در الفباکربنی سازیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکربنی کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکربوهیدراتمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکربهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکربیدمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکربید سیلیکنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر