فرهنگ آریانپور
کردن - سیر -
#۱۵۷٬۹۱۴
cloy
سیر کردن، بى رغبت کردن، بى میل شدن
fill
پر کردن، سیر کردن، نسخه پیچیدن، پر شدن، انباشتن، آکندن، باد کردن
glut
پر کردن، اشباء کردن، پر خوردن، پرخورى، پرى، عرضه بیش از تقاضا، (پزشکى) زیادى خون، اشباع، پاره آجر، سیر کردن، اشباع کردن، با حرص و ولع خوردن
roam
پرسه زدن، تکاپو، گشتن، سیر کردن، گردیدن، سرگردانى
sate
سیر کردن، راضى کردن، فرو نشاندن
englut
بلع کردن، قورت دادن، سیر کردن
revolve
چرخیدن، گردیدن، گردش کردن، سیر کردن، دور زدن، تغییر کردن
satiate
سیر کردن، فرو نشاندن، اشباع شدن، اقناع شدن