فرهنگ آریان‌پور

کردن - سیر -

#۱۵۷٬۹۱۴

معنی‌های انگلیسی
۱

cloy

سیر کردن، بى رغبت کردن، بى میل شدن

۲

fill

پر کردن، سیر کردن، نسخه پیچیدن، پر شدن، انباشتن، آکندن، باد کردن

۳

glut

پر کردن، اشباء کردن، پر خوردن، پرخورى، پرى، عرضه بیش از تقاضا، (پزشکى) زیادى خون، اشباع، پاره آجر، سیر کردن، اشباع کردن، با حرص و ولع خوردن

۴

roam

پرسه زدن، تکاپو، گشتن، سیر کردن، گردیدن، سرگردانى

۵

sate

سیر کردن، راضى کردن، فرو نشاندن

۶

englut

بلع کردن، قورت دادن، سیر کردن

۷

revolve

چرخیدن، گردیدن، گردش کردن، سیر کردن، دور زدن، تغییر کردن

۸

satiate

سیر کردن، فرو نشاندن، اشباع شدن، اقناع شدن