فرهنگ آریانپور
کردن - سوا -
#۱۵۷٬۹۰۲
sort
جور، قسم، نوع، گونه، طور، طبقه، رقم، جور کردن، سوا کردن، دسته دسته کردن، جور درآمدن، پیوستن، دمساز شدن
detach
جدا کردن، سوا کردن، اعزام کردن
unlink
جدا کردن، از هم باز کردن، سوا کردن، بندهاى زنجیر را از هم باز کردن
isolate
مجزا کردن، سوا کردن، در قرنطینه نگاه داشتن، تنها گذاردن، منفرد کردن، عایق دار کردن
separate
جدا، جداگانه، جدا کردن، تفکیک کردن، سوا، علیحده، اختصاصى، سوا کردن، متارکه، انفصال
disassemble
مجزا کردن، سوا کردن، پیاده کردن (ماشین آلات)، به هم ریختن