فرهنگ آریان‌پور

کردن - سوا -

#۱۵۷٬۹۰۲

معنی‌های انگلیسی
۱

sort

جور، قسم، نوع، گونه، طور، طبقه، رقم، جور کردن، سوا کردن، دسته دسته کردن، جور درآمدن، پیوستن، دمساز شدن

۲

detach

جدا کردن، سوا کردن، اعزام کردن

۳

unlink

جدا کردن، از هم باز کردن، سوا کردن، بندهاى زنجیر را از هم باز کردن

۴

isolate

مجزا کردن، سوا کردن، در قرنطینه نگاه داشتن، تنها گذاردن، منفرد کردن، عایق دار کردن

۵

separate

جدا، جداگانه، جدا کردن، تفکیک کردن، سوا، علیحده، اختصاصى، سوا کردن، متارکه، انفصال

۶

disassemble

مجزا کردن، سوا کردن، پیاده کردن (ماشین آلات)، به هم ریختن