فرهنگ آریانپور
کردن - سنبل -
#۱۵۷٬۸۹۲
botch
سنبل کردن، خراب کردن، از شکل انداختن، وصله و پینه بدنما، کار سر هم بندى، ورم
bungle
سرهم بندى کردن، سنبل کردن، خراب کردن، خام دستى
bunlge
سرهم بندى کردن، سنبل کردن، ناشیگرى، خطا کردن
fumble
کورکورانه جلورفتن، اشتباه کردن، لکنت زبان پیدا کردن، من من کردن، (در فوتبال) توپ را از دست دادن، سنبل کردن، کورمالى، اشتباه