فرهنگ آریان‌پور

کردن - سرمازده -

#۱۵۷٬۸۶۳

معنی‌های انگلیسی
۱

frost

ژاله، شبنم منجمد، شبنم، سرماریزه، گچک، برفک، سرمازدن، سرمازده کردن، از شبنم یا برف ریزه پوشیده شدن