فرهنگ آریان‌پور

کردن - سرگرم -

#۱۵۷٬۸۶۱

معنی‌های انگلیسی
۱

amuse

سرگرم کردن، مشغول کردن، تفریح دادن، جذب کردن، مات و متحیر کردن

۲

sport

ورزش، سرگرمى، بازى، شوخى، تفریحى، شکار و ماهیگرى و امثال آن، آلت بازى، بازیچه، سرگرم کردن، نمایش تفریحى، بازى کردن، پوشیدن و به رخ دیگران کشیدن ورزش و تفریح کردن

۳

occupy

اشغال کردن، سرگرم کردن، مشغول داشتن، تصرف کرد

۴

please

دلپذیر کردن، خشنود ساختن، کیف کردن، سرگرم کردن، لطفاً، خواهشمند است

۵

inveigle

از راه به در بردن، فریفتن، سرگرم کردن، گمراه کردن و بردن، به دام انداختن

۶

entertain

پذیرایى کردن، مهمانى کردن از، سرگرم کردن، گرامى داشتن، عزیز داشتن، تفریح دادن، قبول کردن