فرهنگ آریان‌پور

کردن - سرزنش -

#۱۵۷٬۸۵۴

معنی‌های انگلیسی
۱

haze

مه کم، بخار، ناصافى یا تیرگى هوا، ابهام، گرفته بودن، مغموم بودن، روشن نبودن مه، موضوعى (براى شخص)، متوحش کردن، زدن، بستوه آوردن، سرزنش کردن

۲

blame

مقصر دانستن، عیب جویى کردن از، سرزنش کردن، ملامت کردن، انتقاد کردن، گله کردن، لکه دار کردن، اشتباه، گناه، سرزنش

۳

check

مقابله، مقابله کردن، بررسى، بررسى کردن، جلوگیرى کردن از، ممانعت کردن، سرزنش کردن، رسیدگى کردن، تطبیق کردن، نشان گذاردن، چک بانک check ـ (48)

۴

chide

(past: chided, chid ; past participle: chided, chid, chidden) ـ سرزنش کردن، گله کردن از، غرغر کردن

۵

berate

سرزنش کردن

۶

ranten

(rant =) ـ لفاظى کردن، یاوه سرایى کردن، بیهوده گفتن، سرزنش کردن، یاوه سرایى، بیهوده گویى

۷

censure

انتقاد، سرزنش، سرزنش کردن

۸

dispraise

از ب هاى چیزى کاستن، کم گرفتن، بد دانستن، سرزنش کردن، نکوهش کردن

۹

call down

سرزنش کردن، ملامت کردن، تحقیر کردن