فرهنگ آریان‌پور

امده - تاب -

#۱۵٬۷۸۴

معنی‌های انگلیسی
۱

glowing

تابیدن، برافروختن، تاب آمدن، قرمز شدن، در تب و تاب بودن، مشتعل بودن، نگاه سوزان کردن، تابش، تاب، برافروختگى، محبت، گرمى glow

۲

red hot

تفته، تاب آمده، عصبانى، تازه