فرهنگ آریان‌پور

کردن - سخت -

#۱۵۷٬۸۳۵

معنی‌های انگلیسی
۱

braze

لحیم کردن، سخت کردن

۲

harden

سخت کردن، تبدیل به جسم جامد کردن، مشکل کردن، سخت شدن، ماسیدن

۳

ossify

استخوانى شدن، استخوانى کردن، سخت کردن

۴

stiffen

سفت کردن، سخت کردن، شق کردن، سیخ کردن، خشک و مصنوعى کردن

۵

indurate

سخت کردن، سفت کردن، پینه خورده کردن، بى حس کردن، (مجازى) پوست کلفت کردن

۶

intensify

سخت کردن، تشدید کردن، شدید شدن