فرهنگ آریانپور
کردن - سخت -
#۱۵۷٬۸۳۵
braze
لحیم کردن، سخت کردن
harden
سخت کردن، تبدیل به جسم جامد کردن، مشکل کردن، سخت شدن، ماسیدن
ossify
استخوانى شدن، استخوانى کردن، سخت کردن
stiffen
سفت کردن، سخت کردن، شق کردن، سیخ کردن، خشک و مصنوعى کردن
indurate
سخت کردن، سفت کردن، پینه خورده کردن، بى حس کردن، (مجازى) پوست کلفت کردن
intensify
سخت کردن، تشدید کردن، شدید شدن