فرهنگ آریانپور
کردن - ساکت -
#۱۵۷٬۸۱۶
calm
آرامش، بى سر و صدایى، آسوده، سکوت، آرام، ساکت، ساکن آرام کردن، ساکت کردن، فرو نشاندن
quiet
(quieten =) ـ آرام کردن، تسکین دادن، ساکت کردن، خموش، آرامش، سکون، رفاه، آرام، ساکن، خاموش، بیصدا
shush
هش، ساکت، هیس، ساکت کردن، هیس گفتن
muffle
چیزى که صدا را از بین ببرد، صدا خفه کن، پیچیدن، دم دهان کسى را گرفتن، چشم بستن، خاموش کردن، ساکت کردن
appease
آرام کردن، ساکت کردن، تسکین دادن، فرو نشاندن، خواباندن، خشنود ساختن
quieten
(quiet =) ـ آرام کردن، تسکین دادن، ساکت کردن
silence
خموشى، خاموشى، سکوت، آرامش، فروگذارى، ساکت کردن، آرام کردن، خاموش شدن
conciliate
ساکت کردن، آرام کردن، مطالعه کردن، آشتى دادن
talk down
ساکت کردن، از روبردن