فرهنگ آریانپور
کردن - زندانی -
#۱۵۷٬۷۹۴
quad
(quadrangle =) ـ (در سیم تلگراف) سیم چهارلاى به هم پیچیده عایق، (در مطبعه) قطعه سربى، چهار قلو (ز.ع، انگلیس) زندانى کردن، در زندان افکندن، چهار گانه، چهار گوش
immure
در چهار دیوار نگاه داشتن، محصور کردن، زندانى کردن
incarcerate
در زندان نهادن، زندانى کردن، حبس کردن
send up
بزندان فرستادن، زندانى کردن