فرهنگ آریانپور
کردن - زندان -
#۱۵۷٬۷۹۳
can
(past: could ; past participle: could) ـ قادر بودن، قدرت داشتن، امکان داشتن (may)، حلبى، ظرف، قوطى، قوطى کنسرو، درقوطى ریختن، زندان کردن، اخراج کردن
lockup
بازداشتگاه، تعطیل کردن آموزشگاه، توقیف، حبس، زندان کردن
prison
زندان، محبس، حبس، وابسته به زندان، زندان کردن