واژههای فارسی←امدن یا وقوع چیزی - از -فرهنگ آریانپورامدن یا وقوع چیزی - از -#۱۵٬۷۷۸شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱heraldجارچى، پیشرو، جلودار، منادى، قاصد، از آمدن یا وقوع چیزى خبر دادن، اعلام کردن، راهنمایى کردنواژههای نزدیک در الفباامایگیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاماییمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیامایی - داده -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاماییدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیامبولانسمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیامبولیسممشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر