فرهنگ آریانپور
کردن - ریشخند -
#۱۵۷٬۷۷۰
coax
ریشخند کردن، نوازش کردن، چرب زبانى کردن
carny
ریشخند کردن، دلنوازى کردن
cajole
ریشخند کردن، گول زدن، چاپلوسى، گول
carney
ریشخند کردن، دلنوازى کردن
carnie
ریشخند کردن، دلنوازى کردن
fleech
(wheedle , coax =) ـ ریشخند کردن، چاپلوسى کردن
blarney
زبان چرب و نرم، چاپلوسى، مداهنه، ریشخند کردن
blandish
ریشخند کردن، نوازش کردن، چاپلوسى کردن
bamboozle
گول زدن، ریشخند کردن