فرهنگ آریان‌پور

کردن - ریز -

#۱۵۷٬۷۶۶

معنی‌های انگلیسی
۱

fragment

پاره، خرده، تکه، قطعه، باقیمانده، قطعات متلاشى، خرد کردن، ریز کردن، قطعه قطعه کردن

۲

fragmentate

خرد کردن، ریز کردن، متلاشى کردن

۳

fragmentize

(fragmentate =) ـ خرد کردن، ریز کردن، متلاشى کردن