فرهنگ آریانپور
کردن - روشن -
#۱۵۷٬۷۵۹
clear
واضح، شفاف، زدودن، ترخیص کردن آشکار، زلال، صاف، صریح روشن کردن، واضح کردن، توضیح دادن، صاف کردن، تبرئه کردن، فهماندن
alight
روشن، شعله ور، سوزان، سبک کردن، راحت کردن، تخفیف دادن، روشن کردن، آتش زدن، برق زدن، پیاده شدن، فرود آمدن
daylit
روشنى روز، روز روشن، روشن کردن
clarify
روشن کردن، واضح کردن، توضیح دادن
emblaze
روشن کردن، مشتعل کردن
brighten
روشن کردن، زرنگ کردن، درخشان شدن
daylight
روشنى روز، روز روشن، روشن کردن
elucidate
روشن کردن، توضیح دادن، شفاف، روشن
enucleate
مغز کردن، هسته درآوردن، کندن، (مج) روشن کردن، توضیح دادن