فرهنگ آریانپور
کردن - روانه -
#۱۵۷٬۷۵۴
hale
خوش بنیه، نیرومند، بى نقص، سالم، کشیدن، سوى دیگر بردن، روانه کردن
send
(past: sent ; past participle: sent) ـ فرستادن، ارسال داشتن، روانه کردن، گسیل داشتن، اعزام داشتن، مرخص کردن
launch
به آب انداختن کشتى، انداختن، پرت کردن، روانه کردن، مامور کردن، شروع کردن، اقدام کردن
dismiss
روانه کردن، مرخص کردن، معاف کردن
dispatch
اعزام کردن، اعزام، توزیع امکانات، گسیل، گسیل داشتن، گسیل کردن، اعزام داشتن، روانه کردن، فرستادن، مخابره کردن، ارسال، انجام سریع، کشتن، شتاب، پیغام