واژههای فارسی←کردن - روا -فرهنگ آریانپورکردن - روا -#۱۵۷٬۷۵۱شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱permitاجازه دادن، مجاز کردن، روا کردن، ندیده گرفتن، پروانه، جواز، اجازهواژههای نزدیک در الفباکربنی سازیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکربنی کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکربوهیدراتمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکربهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکربیدمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکربید سیلیکنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر