فرهنگ آریانپور
کردن - رها -
#۱۵۷٬۷۴۷
bolt
پیچ، توپ پارچه، از جاجستن، رها کردن راست، به طور عمودى، مستقیما، ناگهان
drop
افت، سقوط، ژیگ، قطره، چکه، نقل، آب نبات، از قلم انداختن، افتادن، چکیدن، رها کردن، انداختن، قطع مراوده
abandon
ترک گفتن، واگذار کردن، تسلیم شدن، رها کردن، تبعید کردن، واگذارى، رها سازى، بى خیالى
forsake
(past: forsook ; past participle: forsaken) ـ ول کردن، ترک، رها کردن، انکار کردن
extricate
رها کردن، خلاصى بخشیدن، آزاد کردن
dispossess
از تصرف محروم کردن، بى بهره کردن، محروم کردن، دور کردن، بیرون کردن، رها کردن
disencumber
رها کردن (از بار یا مانع)، از قید آزاد کردن
disentangle
از گیر در آوردن، رها کردن، باز کردن
disembarrass
رها کردن، از گرفتارى خلاص کردن