فرهنگ آریان‌پور

کردن - رنده -

#۱۵۷٬۷۴۴

معنی‌های انگلیسی
۱

chip

لپ پریده کردن یا شدن، ژتن، ریزه، تراشه، مهره اى که در بازى نشان برد و باخت است، ژتون، ورقه شدن، رنده کردن، (به صورت جمع) سیب زمینى سرخ کرده

۲

bevel

(oblique =) ـ گونیا، سطح اریب اریب کردن، اریب وار بریدن یا تراشیدن، رنده کردن

۳

grate

رنده، بخارى پنجره اى، بخارى تو دیوارى، شبکه، پنجره، میله هاى آهخنى، (معنى مجازى) قفس آهنى، زندان، صداى تصادم (نیزه و شمشیر)، حبس کردن، با شبکه مجهز کردن، شبکه دار کردن داراى نرده و پنجره آهنى کردن، رنده کردن، (به هم) سائیدن، (مجازى) آزردن، صداى خشن درآوردن، به زور ستاندن

۴

plane

صفحه، سطح، مستوى، هواپیما، رنده کردن، با رنده صاف کردن، صاف کردن، پرواز، جهش شبیه پرواز، سطح تراز، هموار، صاف، مسطح

۵

shave

تراشیدن، رنده کردن، ریش تراشى، تراش

۶

smoothen

صاف شدن، نرم شدن، صاف و صیقلى شدن، صافکارى کردن، صاف کردن، رنده کردن