فرهنگ آریانپور
کردن - رسوا -
#۱۵۷٬۷۲۳
decry
رسوا کردن، تقبیح کردن
gibbet
صلابه، چوبه دار، به دار آویختن، رسوا کردن
traduce
افترا زدن به، بهتان زدن به، بدنام کردن، رسوا کردن، لکه دار کردن، تعریف کردن
dissociate
جدا کردن، رسوا کردن، قطع همکارى و شرکت
scandalize
مفتضح کردن، تهمت ناروا زدن به، رسوا کردن