فرهنگ آریانپور
کردن - رد -
#۱۵۷٬۷۱۴
balk
مرز، زمین شخم نشده، (مج) مانع، مایه ى لغزش، طفره رفتن از، امتناع ورزیدن، رد کردن، زیرش زدن
deny
رد کردن، انکار کردن، حاشا کردن، تکذیب کردن
baulk
(balk =) ـ طفره رفتن، رد کردن، طفره، امتناع، روگردانى
assoil
(ریاضى) اصل تغییر نکردنى، مجموع یا حاصل ضرب، بخشیدن، تبرئه کردن، مغفرت کردن، روسفید کردن، آزاد کردن، مرخص کردن، حل کردن، رفع کردن، رد کردن، تکذیب کردن، پاک کردن، خالى کردن، تقاص پس دادن
confute
رد کردن، مجاب کردن، عقیم کردن
decline
کاهش، شیب پیدا کردن، رد کردن، نپذیرفتن، صرف کردن (اسم یاضمیر)، زوال، انحطاط، خم شدن، مایل شدن، رو بزوال گذاردن، تنزل کردن، کاستن
disallow
رد کردن، نپذیرفتن، روا نداشتن، قائل نشدن
contradict
رد کردن، تناقض داشتن با، مخالف بودن با، سخن (کسى را) انکار کردن
controvert
رد کردن، هم ستیز کردن، مخالفت کردن، منکر شدن