فرهنگ آریان‌پور

کردن - رام -

#۱۵۷٬۷۰۵

معنی‌های انگلیسی
۱

daunt

رام کردن، ترساندن، بى جرات کردن

۲

bridle

افسار، عنان، قید، دهه کردن، (مجازى) جلوگیرى کردن از، رام کردن، کنترل کردن

۳

gentle

نجیب، با تربیت، ملایم، آرام، لطیف، مهربان، آهسته، ملایم کردن، رام کردن، آرام کردن

۴

master

ارباب، کارفرما، صاحب، ماهر شدن، دانشور، چیره دست، استاد، رئیس، مدیر، مرشد، پیر، خوب یاد گرفتن، استاد شدن، تسلط یافتن بر، رام کردن

۵

subdue

مطیع کردن، مقهور ساختن، رام کردن

۶

domesticate

اهلى کردن، رام کردن