فرهنگ آریانپور
کردن - ذوب -
#۱۵۷٬۷۰۰
melt
گداز، آب شدن، گداختن، مخلوط کردن، ذوب کردن
found
(past: found ; past participle: found) ـ پیدا کردن، یافتن، جستن، تشخیص دادن، کشف کردن، چیز یافته، مکشوف، یابش find
liquate
گداختن، آب کردن، ذوب کردن، قال کردن