فرهنگ آریانپور
کردن - ذبح -
#۱۵۷٬۶۹۵
kill
کشتن، به قتل رساندن، ذبح کردن، ضایع کردن
slay
(past: slew ; past participle: slain) ـ با خشونت کشتن، به قتل رساندن، کشتار کردن، ذبح کردن
#۱۵۷٬۶۹۵
کشتن، به قتل رساندن، ذبح کردن، ضایع کردن
(past: slew ; past participle: slain) ـ با خشونت کشتن، به قتل رساندن، کشتار کردن، ذبح کردن