فرهنگ آریانپور
کردن - دیوانه -
#۱۵۷٬۶۹۳
mad
دیوانه، عصبانى، از جا در رفته، شیفته، عصبانى کردن، دیوانه کردن
moon
ماه، مهتاب، سرگردان بودن، آواره بودن، ماه زده شدن، دیوانه کردن، بیهوده وقت گذراندن
craze
دیوانه کردن، فکر کسى را مختل کردن، دیوانگى، شور، شوق، ترک، شکاف
frenzy
دیوانه کردن، شوریده کردن، آشفتن، دیوانگى آنى، شوریدگى، هیجان
madden
دیوانه کردن، عصبانى کردن، دیوانه شدن
derange
بر هم زدن، بى ترتیب کردن، دیوانه کردن
distract
حواس (کسى را) پرت کردن، گیج کردن، پریشان کردن، دیوانه کردن