فرهنگ آریانپور
کردن - دولا -
#۱۵۷٬۶۸۶
ply
لا، تاه، یک لاى طناب، تخته چندلا، لایه کاغذ، تاه کردن، چند لا کردن، دولا کردن، رفت و آمد کردن، تردد کردن
bend
(past: bent ; past participle: bent) ـ خمیدن، خمش، زانویه، خمیدگى، شرایط خمیدگى، زانویى، گیره، خم کردن، کج کردن، منحرف کردن، تعظیم کردن، دولا کردن، کوشش کردن، بذل مساعى کردن
double
دو برابر، دوتا، جفت، دولا، دوسر، المثنى، همزاد دوبرابر کردن، مضاعف کردن، دولا کردن
double up
تا کردن، دولا کردن، در اتاق یا تخت خواب یک نفره شریک شدن، دولا شدن (در اثر خنده و غیره)