فرهنگ آریان‌پور

کردن - دور -

#۱۵۷٬۶۷۵

معنی‌های انگلیسی
۱

oust

برکنار کردن، دور کردن، اخراج کردن

۲

abduct

ربودن، دزدیدن (شخص)، دور کردن، آدم دزدیدن، (پزشکى) از مرکز بدن دور کردن

۳

banish

تبعید کردن، اخراج بلد کردن، دور کردن

۴

remove

برداشت کردن، رفع کردن، عزل کردن، برداشتن، از جا برداشتن، بلند کردن، دور کردن، برطرف کردن، بردن، برچیدن، زدودن

۵

distance

فاصله، مسافت، دورى، بعد، دور کردن، دور نگاه داشتن، پشت سر گذاشتن

۶

estrange

دلسرد کردن، بیگانه کردن، دور کردن

۷

dispossess

از تصرف محروم کردن، بى بهره کردن، محروم کردن، دور کردن، بیرون کردن، رها کردن

۸

fend off

دور کردن، دفاع کردن

۹

fend away

دور کردن، دفاع کردن