فرهنگ آریانپور
کردن - دور -
#۱۵۷٬۶۷۵
oust
برکنار کردن، دور کردن، اخراج کردن
abduct
ربودن، دزدیدن (شخص)، دور کردن، آدم دزدیدن، (پزشکى) از مرکز بدن دور کردن
banish
تبعید کردن، اخراج بلد کردن، دور کردن
remove
برداشت کردن، رفع کردن، عزل کردن، برداشتن، از جا برداشتن، بلند کردن، دور کردن، برطرف کردن، بردن، برچیدن، زدودن
distance
فاصله، مسافت، دورى، بعد، دور کردن، دور نگاه داشتن، پشت سر گذاشتن
estrange
دلسرد کردن، بیگانه کردن، دور کردن
dispossess
از تصرف محروم کردن، بى بهره کردن، محروم کردن، دور کردن، بیرون کردن، رها کردن
fend off
دور کردن، دفاع کردن
fend away
دور کردن، دفاع کردن