فرهنگ آریان‌پور

کردن - دنبال -

#۱۵۷٬۶۶۶

معنی‌های انگلیسی
۱

dog

سگ، سگ نر، میله قلاب دار، گیره، دنبال کردن، مثل سگ دنبال کردن

۲

chace

تعقیب کردن، دنبال کردن، شکار کردن، وادار به فرار کردن، تعقیب، مسابقه، شکار

۳

chase

تعقیب کردن، دنبال کردن، شکار کردن، وادار به فرار کردن، تعقیب، مسابقه، شکار

۴

trace

اثر، نشان، رد پا، جاى پا، مقدار ناچیز، ترسیم، رسم، ترسیم کردن، ضبط کردن، کشیدن، اثر گذاشتن، دنبال کردن، پى کردن، پى بردن به، رد، ردیابى کردن، رسم کردن

۵

course

دوره، مسیر، روش، جهت، جریان، درضمن، بخشى از غذا، آموزه، آموزگان دنبال کردن، بسرعت حرکت دادن، چهار نعل رفتن

۶

follow

پیروى کردن از، متابعت کردن، دنبال کردن، تعقیب کردن، فهمیدن، درک کردن، در ذیل آمدن، منتج شدن، پیروى، استنباط، متابعت

۷

continue

ادامه دادن، دنبال کردن

۸

prosecute

تعقیب قانونى کردن، دنبال کردن، پیگرد کردن

۹

follow out

به انجام رساندن، اخذ نتیجه، دنبال کردن