فرهنگ آریانپور
کردن - دلتنگ -
#۱۵۷٬۶۵۱
mope
افسرده بودن، افسرده کردن، دلتنگ کردن
anguish
دلتنگى، اضطراب، غم و اندوه، دلتنگ کردن، غمگین شدن، نگران شدن، نگران کردن
depress
فرو بردن، دلتنگ کردن، دژم کردن، افسرده کردن، (معنى مجازى) کم بها کردن، از ارزش انداختن