فرهنگ آریانپور
کردن - دفن -
#۱۵۷٬۶۴۱
lay
(past: lay ; past participle: lain) ـ دروغ گفتن، سخن نادرست گفتن، دروغ، کذب دراز کشیدن، خوابیدن، افتادن، ماندن، واقع شدن، قرار گرفتن، موقتا ماندن، وضع، موقعیت، چگونگى lie
bury
به خاک سپردن، دفن کردن، از نظر پوشاندن
grave
قبر، گودال، سخت، بم، خطرناک، بزرگ، مهم، موقر، سنگین، نقش کردن، تراشیدن، حفر کردن، قبر کندن، دفن کردن
entomb
زیرخاک کردن، دفن کردن، مقبره ساختن
inhume
در خاک نهادن، به خاک سپردن، دفن کردن
sepulcher
(sepulchre =) ـ گور، قبر، مزار، مقبره، قبر ساختن، دفن کردن
sepulchre
(sepulcher =) ـ گور، قبر، مزار، مقبره، قبر ساختن، دفن کردن