فرهنگ آریانپور
کردن - دفع -
#۱۵۷٬۶۴۰
avert
برگرداندن، گردانیدن، دفع کردن، گذراندن، بیزار کردن، بیگانه کردن، منحرف کردن
egest
برون کردن، دفع کردن، (بخصوص از بدن)
eject
بیرون انداختن، دفع کردن، معزول کردن، پس زدن، بیرون راندن
dispel
برطرف کردن، دفع کردن، طلسم را باطل کردن
detrude
به زور پیش بردن، فرو کردن، دفع کردن
excrete
دفع کردن، بیرون انداختن، پس دادن
exorcize
بیرون کردن، دفع کردن، راندن، از روح پلید رها کردن یا خالى کردن
ejaculate
از دهان بیرون پراندن، دفع کردن، انزال کردن، خروج منى
countercheck
جلوگیرى، سرزنش و توبیخ متقابل، عقیم کردن، دفع کردن