فرهنگ آریانپور
کردن - دعوت -
#۱۵۷٬۶۳۷
ask
پرسیدن، جویا شدن، خواهش کردن، براى چیزى بى تاب شدن، طلبیدن، خواستن، دعوت کردن
bid
(past: bid, bade ; past participle: bid, bidden) ـ فرمودن، امر کردن، دعوت کردن، پیشنهاد کردن، توپ زدن، خداحافظى کردن، قیمت خریدرا معلوم کردن، مزایده، پیشنهاد
invite
دعوت کردن، طلبیدن، خواندن، وعده گرفتن، مهمان کردن، وعده دادن