فرهنگ آریان‌پور

کردن - دسته -

#۱۵۷٬۶۲۸

معنی‌های انگلیسی
۱

band

باند، نوار، بند و زنجیر، تسمه یا بند مخصوص محکم کردن، لولا، ارکستر، دسته ى موسیقى، اتحاد، توافق، روبان، باند یا بانداژ، نوار زخم بندى، متحد کردن، دسته کردن، نوار پیچیدن، به صورت نوار در آوردن، با نوار بستن، متحد شدن

۲

bunch

خوشه، گروه، دسته کردن، خوشه کردن

۳

fagot

دسته هیزم، دسته، دسته کردن، به هم بستن، ریشه کردن حاشیه پارچه، بخیه زینتى

۴

sheaf

دسته، بافه، بغل، دسته یا بافه گندم، دسته گل یا گیاه، بافه ردن، دسته کردن

۵

truss

چوب بست زدن، پایه زدن، بستن، به سیخ کشیدن، به دار آویختن، جفت کردن، گره زدن، دسته کردن، متمسک شدن، کوک زن، به هم بستن، بادبان را جمع کردن، بار سفر بستن، به دار آویخته شدن، خرپا، شکم بند، بقچه، انبان، فتق بند

۶

bundle

بقچه، بسته، مجموعه، دسته کردن، به صورت گره درآوردن، بقچه بستن

۷

faggot

دسته هیزم، دسته، دسته کردن، به هم بستن، ریشه کردن حاشیه پارچه، بخیه زینتى

۸

cluster

خوشه، دسته، گروه، سنبله، دسته کردن، جمع کردن، خوشه کردن

۹

batching

دسته کردن