کردن - دسته -
#۱۵۷٬۶۲۸
band
باند، نوار، بند و زنجیر، تسمه یا بند مخصوص محکم کردن، لولا، ارکستر، دسته ى موسیقى، اتحاد، توافق، روبان، باند یا بانداژ، نوار زخم بندى، متحد کردن، دسته کردن، نوار پیچیدن، به صورت نوار در آوردن، با نوار بستن، متحد شدن
bunch
خوشه، گروه، دسته کردن، خوشه کردن
fagot
دسته هیزم، دسته، دسته کردن، به هم بستن، ریشه کردن حاشیه پارچه، بخیه زینتى
sheaf
دسته، بافه، بغل، دسته یا بافه گندم، دسته گل یا گیاه، بافه ردن، دسته کردن
truss
چوب بست زدن، پایه زدن، بستن، به سیخ کشیدن، به دار آویختن، جفت کردن، گره زدن، دسته کردن، متمسک شدن، کوک زن، به هم بستن، بادبان را جمع کردن، بار سفر بستن، به دار آویخته شدن، خرپا، شکم بند، بقچه، انبان، فتق بند
bundle
بقچه، بسته، مجموعه، دسته کردن، به صورت گره درآوردن، بقچه بستن
faggot
دسته هیزم، دسته، دسته کردن، به هم بستن، ریشه کردن حاشیه پارچه، بخیه زینتى
cluster
خوشه، دسته، گروه، سنبله، دسته کردن، جمع کردن، خوشه کردن
batching
دسته کردن