فرهنگ آریان‌پور

کردن - درد -

#۱۵۷٬۶۰۸

معنی‌های انگلیسی
۱

ache

دردوجع، درد کردن، درد گرفتن

۲

shoot

(past: shot ; past participle: shot) ـ در کردن (گلوله و غیره)، رها کردن (از کمان و غیره)، پرتاب کردن، زدن، گلوله زدن، رها شدن، آمپول زدن، فیلمبردارى کردن، عکسبردارى کردن، درد کردن، سوزش داشتن، جوانه زدن، انشعاب، رویش انشعابى، رویش شاخه، درد، حرکت تند و چابک، رگه معدن

۳

stound

لحظه، وقفه، فصل، دوران، درد، غم، حمله، درد کردن

۴

acheake

درد گرفتن، درد کردن، به درد آوردن، درد