فرهنگ آریان‌پور

کردن - درخواست -

#۱۵۷٬۶۰۶

معنی‌های انگلیسی
۱

beg

خواهش کردن (از)، خواستن، گدایى کردن، استدعا کردن، درخواست کردن

۲

bone

استخوان، استخوان بندى، گرفتن یا برداشتن، خواستن، درخواست کردن، تقاضا کردن

۳

pray

دعا کردن، نماز خواندن، بدرگاه خدا استغاثه کردن، خواستار شدن، درخواست کردن

۴

apply

به کار بستن، درخواست دادن، به کار بردن، به کار زدن، استعمال کردن، اجرا کردن، اعمال کردن، متصل کردن، به هم بستن، درخواست کردن، شامل شدن، قابل اجرا بودن

۵

plead

(past: pleaded, pled ; past participle: pleaded, pled) ـ در دادگاه اقامه یا ادعا کردن، درخواست کردن، لابه کردن، عرضحال دادن

۶

request

درخواست، تقاضا، درخواست کردن، خواهش، خواسته، خواستار شدن، تمنا کردن، تقاضا کردن

۷

petition

دادخواست، عرضحال، عریضه، تظلم، دادخواهى کردن، درخواست کردن

۸

supplicate

درخواست کردن، التماس کردن، استدعا کردن

۹

cry off

(انگلیس) تقاضا کردن، درخواست کردن