فرهنگ آریانپور
کردن - درخواست -
#۱۵۷٬۶۰۶
beg
خواهش کردن (از)، خواستن، گدایى کردن، استدعا کردن، درخواست کردن
bone
استخوان، استخوان بندى، گرفتن یا برداشتن، خواستن، درخواست کردن، تقاضا کردن
pray
دعا کردن، نماز خواندن، بدرگاه خدا استغاثه کردن، خواستار شدن، درخواست کردن
apply
به کار بستن، درخواست دادن، به کار بردن، به کار زدن، استعمال کردن، اجرا کردن، اعمال کردن، متصل کردن، به هم بستن، درخواست کردن، شامل شدن، قابل اجرا بودن
plead
(past: pleaded, pled ; past participle: pleaded, pled) ـ در دادگاه اقامه یا ادعا کردن، درخواست کردن، لابه کردن، عرضحال دادن
request
درخواست، تقاضا، درخواست کردن، خواهش، خواسته، خواستار شدن، تمنا کردن، تقاضا کردن
petition
دادخواست، عرضحال، عریضه، تظلم، دادخواهى کردن، درخواست کردن
supplicate
درخواست کردن، التماس کردن، استدعا کردن
cry off
(انگلیس) تقاضا کردن، درخواست کردن