فرهنگ آریان‌پور

امدن - فراهم -

#۱۵٬۷۶۰

معنی‌های انگلیسی
۱

troop

گروه، دسته، عده سربازان، استواران، گرد آوردن، فراهم آمدن، دسته دسته شدن، رژه رفتن

۲

forgather

فراهم آمدن، گرد آمدن، اجتماع کردن