فرهنگ آریان‌پور

کردن - دچار -

#۱۵۷٬۵۹۵

معنی‌های انگلیسی
۱

swamp

سیاه آب، مرداب، باتلاق، در باتلاق فرو بردن، دچار کردن، مستغرق شدن

۲

embroil

به نزاع انداختن، میانه بر هم زدن، دچار کردن، آشفته کردن

۳

trouble

آزار، آزار دادن، رنجه کردن، زحمت دادن، دچار کردن، آشفتن، مصدع شدن، مزاحمت، زحمت، رنجه