فرهنگ آریان‌پور

کردن - داوری -

#۱۵۷٬۵۹۰

معنی‌های انگلیسی
۱

judge

قضاوت کردن، داورى کردن، فتوى دادن، حکم دادن، تشخیص دادن، قاضى، دادرس، کارشناس

۲

umpire

سرحکم (hakam)، سرداور، داور مسابقات، حکمیت، داورى، داورى کردن

۳

adjudge

با حکم قضایى فیصل دادن، فتوى دادن (در)، داورى کردن، محکوم کردن، مقرر داشتن، دانستن، فرض کردن

۴

arbiter

حکم، داورى کردن، قاضى، داور

۵

referee

داور مسابقات، داور، داورى کردن، داور مسابقات شدن

۶

arbitrage

داورى کردن

۷

adjudicate

فتوى دادن، حکم کردن، مقرر داشتن، فیصل دادن، داورى کردن، احقاق کردن