فرهنگ آریانپور
کردن - داغ -
#۱۵۷٬۵۸۶
brand
داغ، داغ و درفش، نشان، انگ، نیمسوز، آتشپاره، جور، جنس، نوع، مارک، علامت، رقم، (مجازى) لکه بدنامى، (در شعر) داغ کردن، داغ زدن، (مجازى) خاطرنشان کردن، لکه دار کردن
singe
سوختگى سطحى، سوختن، بو دادن، به طور سطحى سوختن، داغ کردن، فر زدن
cauterize
داغ کردن، داغ زدن، سوزاندن