فرهنگ آریان‌پور

امدن - عمل -

#۱۵٬۷۵۷

معنی‌های انگلیسی
۱

addle

چرکى، باطلاق، کثافت، (مجازى) سختى، گرفتارى، آدم بى کله، گندیده، فاسد ضایع کردن، فاسد کردن، ضایع شدن، فاسد شدن، رسیدن، عمل آمدن، گیج کردن، خرف کردن

۲

ripen

رسیده کردن یاشدن، عمل آمدن، کامل شدن