فرهنگ آریانپور
کردن - خواستگاری -
#۱۵۷٬۵۵۴
woo
اظهار عشق کردن با، عشق بازى کردن با، خواستگارى کردن، جلب لطف کردن
suit
درخواست، تقاضا، دادخواست، عرضحال، مرافعه، خواستگارى، یکدست لباس، پیروان، خدمتگزاران، ملتزمین، توالى، تسلسل، نوع، مناسب بودن، وفق دادن، جور کردن، خواست دادن، تعقیب کردن، خواستگارى کردن، جامه، لباس دادن به
suitor
خواستگارى کردن، عشق بازى کردن، عرضحال دهنده، مدعى، خواستگار